گنجور

غزل شمارهٔ ۹۰۷

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

بهار نغمه تر ساز می کند سیلاب

ز شوق کف زدن آغاز می کند سیلاب

بود ز وضع جهان های های گریه من

ز سنگلاخ فغان ساز می کند سیلاب

مجوی در سفر بی خودی مقام از من

که در محیط، کمر باز می کند سیلاب

شود ز زخم زبان خارخار شوق افزون

که خار را پر پرواز می کند سیلاب

شود ز زخم زبان خارخار شوق افزون

که خار را پر پرواز می کند سیلاب

سیاهکاری ما بر امید رحمت اوست

ز بحر، آینه پرداز می کند سیلاب

نیم ز خانه خرابی حباب وار غمین

که از دلم گرهی باز می کند سیلاب

من آن شکسته بنایم درین خراب آباد

که در خرابی من ناز می کند سیلاب

قرار نیست به یک جای بی قراران را

که در محیط، سفر ساز می کند سیلاب

گذشتن از دل من سرسری، مروت نیست

درین خرابه کمر باز می کند سیلاب

غبار خجلت از آن است بر رخش صائب

که قطع راه به آواز می کند سیلاب



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

سراج نوشته:

شود ز زخم زبان خارخار شوق افزون
که خار را پر پرواز می کند سیلاب
بیت بالا دوبار چاپ شده ،لطفاً حذف کنید،بی کران درود و مهر…

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.