گنجور

غزل شمارهٔ ۸۹۷

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

بی خبر شو ز دو عالم، خبر یار طلب

دست بردار ز خود، دامن دلدار طلب

حاصل روی زمین پیش سلیمان بادست

دو جهان از کرم عشق به یکبار طلب

نکند تلخ سلیمان دهن موران را

هر چه می خواهی ازان لعل شکربار طلب

مستیی را که خماری نبود در دنبال

از شفاخانه آن نرگس بیمار طلب

عشق در پرده معشوق نهان می گردد

خبر طوطی ما را ز شکرزار طلب

چون نداری پر و بالی که به جایی برسی

چون سلامت طلبان رخنه دیوار طلب

خاک را قافله سیل رسانید به بحر

در ره عشق رفیقان سبکبار طلب

از صدف کم نتوان بود به همت، زنهار

چون دهن باز کنی گوهر شهوار طلب

می توان دولت بیدار به بی خوابی یافت

تو همین در دل شب دیده بیدار طلب

پرده آب حیات است سیاهی صائب

عمر جاوید ازان طره طرار طلب

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

پدرام امیری نژاد نوشته:

چرا در اکثر اشعار در کنار نام نرگس کلمه ی بیمار قید شده به عبارت دیگر چه تناسبی بین نرگس و بیمار وجود دارد؟

👆☹

روفیا نوشته:

نرگس استعاره از چشم است و نرگس بیمار چشم بیمار یا چشم خمار است که هم بیمار است هم بیمار می کند.
تبدار عشق است!
چشم آدم تبدار را دیده اید؟
نیم خفته است و مست می نماید.
چشم عاشقان همانگونه است.

👆☹

گمنام نوشته:

خواجه می فرماید:
گشت بیمار که چون چشم تو گردد نرگس
شیوه تو نشدش حاصل و بیمار بماند.
و از صدای سخن عشق………

👆☹

کانال رسمی گنجور در تلگرام