گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
صائب تبریزی
 

عمری است حلقه در میخانه ایم ما

در حلقه تصرف پیمانه ایم ما

مقصود ما ز خوردن می نیست بی غمی

از تشنگان گریه مستانه ایم ما

در چشم ناقصان جهان گر چه نارسیم

چون باده، جوش سینه میخانه ایم ما

عشاق را به تیغ زبان گرم می کنیم

چون شمع، تازیانه پروانه ایم ما

گر از ستاره سوختگان عمارتیم

چون جغد، خال گوشه ویرانه ایم ما

عمری است رفته ایم ازین خاکدان برون

بی درد را خیال که در خانه ایم ما

چون خواب اگر چه رخت اقامت فکنده ایم

تا چشم می زنی به هم، افسانه ایم ما

از نورسیدگان خرابات نیستیم

چون خشت، پا شکسته میخانه ایم ما

جز جستجوی رزق نداریم هیچ کار

چون آسیا به گرد، پی دانه ایم ما

در مشورت اگر چه گشاد جهان ز ماست

سرگشته تر ز سبحه صد دانه ایم ما

از ما زبان خامه تکلیف کوته است

این شکر چون کنیم که دیوانه ایم ما؟

مهربتان در آب و گل ما سرشته اند

صائب خمیر مایه بتخانه ایم ما

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
منبع اولیه: ویکی‌درج
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.