گنجور

 
صائب تبریزی
 

می فارغ از جهان مکرر کند ترا

در هر پیاله عالم دیگر کند ترا

قانع به تلخ و شور جهان شو که این نوال

ایمن ز شور چشمی اختر کند ترا

گر چرخ سفله غوطه به گوهر ترا دهد

تن در مده چو رشته، که لاغر کند ترا

از پیچ و تاب عشق مکش سر چو بیدلان

تا همچو تیغ، صاحب جواهر کند ترا

تن در مده به خواب چو شبنم درین چمن

از گل اگر چه بالش و بستر کند ترا

مگشای چون صدف لب خواهش درین محیط

نیسان اگر چه مخزن گوهر کند ترا

اسباب حسرت تو سرانجام می دهد

گر روزگار سفله توانگر کند ترا

محتاج می کند به دمی آب عاقبت

دولت اگر دو قرن سکندر کند ترا

تن در مده که می کندت عاقبت هلال

احسان مهر اگر مه انور کند ترا

چرخ خسیس می شکند نی به ناخنت

شیرین اگر چه کام به شکر کند ترا

آماده گداختن خود چو شمع شو

از زر سپهر سفله گر افسر کند ترا

می سوزدت به داغ جگرسوز عاقبت

گر نوبهار لاله احمر کند ترا

بتخانه می کند دل چون کعبه ترا

آن ساده دل که خانه مصور کند ترا

پروانه نجات جحیم است پختگی

خامی چو عود طعمه مجمر کند ترا

یکرنگ اگر به آتش سوزان شوی ز صدق

ایمن ز سوختن چو سمندر کند ترا

از غفلت این چنین که ترا چشم سخت شد

مشکل که دود دل مژه ای تر کند ترا

از درد و داغ عشق دلت آب اگر شود

فارغ ز خلد و چشمه کوثر کند ترا

صائب ز آستان قناعت متاب روی

کاین خاک، بی نیاز ز شکر کند ترا

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.