تو تا ز هستی خود بی خبر نمی افتی
ز خویش مرحله ای پیشتر نمی افتی
ازین جهان و سرانجام آن مشو غافل
اگر به فکر جهان دگر نمی افتی
مساز عیب هنرنمای ذاتی خود را
اگر به وادی کسب هنر نمی افتی
ز چرخ همچو صدف گوهر تو بی قدرست
چرا برون ز صدف چون گهر نمی افتی؟
ستاره تو ازان است زود میر که تو
به بخت سوخته ای چون شرر نمی افتی
عقیق را ز خراش جگر برآمد نام
چرا به فکر خراش جگر نمی افتی؟
اگر ترا رگ خامی نکرده در زنجیر
به پای نخل چرا چون ثمر نمی افتی؟
ز مو به موی تو راه اجل سفیدی کرد
تو شوخ چشم به فکر سفر نمی افتی
هزار گمشده را در نماز می یابی
چرا به فکر خود ای بی خبر نمی افتی؟
به پای قافله قطع طریق کن صائب
ز برق و باد اگر پیشتر نمی افتی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تعمق در وجود و سرنوشت انسان و اهمیت آگاهی نسبت به خویشتن میپردازد. او بر این نکته تأکید میکند که انسان باید از واقعیت وجود خود آگاه باشد و به فکر عواقب و سرنوشت دنیایی و معنویاش بیفتد. در برابر چالشهای زندگی، هنر و توانمندیهای طبیعی خود را نباید نادیده بگیرد و به استفاده از آنها بپردازد. شاعر به تصویرسازی از ارزش انسان و تلاش برای شناخت خود و درک عمیقتر از زندگی دعوت میکند و بر این نکته تأکید میکند که نباید از موانع و مشکلات زندگی غافل شد. در نهایت، او از انسان میخواهد که از امکانات و استعدادهای خود بهرهبرداری کند و به دنبال معانی عمیقتر زندگی باشد.
هوش مصنوعی: وقتی از وجود و ماهیت خود غافل نیستی، نمیتوانی به مراحل بالاتر بروی.
هوش مصنوعی: هرگز از این دنیا و سرانجام آن غافل مشو، زیرا اگر به فکر زندگی و دنیای دیگر نیستی، ممکن است نتوانی به درستی عمل کنی.
هوش مصنوعی: اگر در مسیر یادگیری هنر قرار نگرفتهای، نباید عیبهای ذاتیت را به نمایش بگذاری.
هوش مصنوعی: به مانند مروارید درون صدف، ارزش تو به خاطر قرار گرفتن در محیطی خاص است. چرا از این محیط نمیخواهی بیرون بیایی و به نمایش گذاشته شوی؟
هوش مصنوعی: ستاره تو به خاطر زود رفتن، به آن قدر است که تو با بختی خراب مانند جرقهای که نمیافتد، مواجه شدهای.
هوش مصنوعی: عقیق که سنگی زیبا است، از یک زخم عمیق بر جگر به وجود میآید. حالا چرا به فکر آن زخم و درد نمیافتی؟
هوش مصنوعی: اگر تو به دلیل نپختگی و نداشتن تجربه در زنجیر بندگی قرار نگرفتهای، چرا درختی که ثمر نمیدهد نمیباشی؟
هوش مصنوعی: از زیبایی و لطافت وجود تو، مرگ به آرامی نزدیک میشود، اما تو چون همیشه شاداب و بازیگوش، به فکر سفر و جدایی نیستی.
هوش مصنوعی: در لحظههای عبادت و نماز، میتوانی چیزهای گمشده و ارزشمند را پیدا کنی. چرا به فکر خودت و آنچه که در درونت هست، نمیپردازی؟
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به قافله برسدی، باید راه را ببندی و خود را به جلو برسانی، زیرا اگر از دیگران عقب بمانی، برق و باد تو را کنار میزنند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.