گنجور

پیشنهاد آسان از اینستاگرام و پین‌ترست با افزونهٔ فایرفاکس

غزل شمارهٔ ۵۸۹۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

از خویش می رویم و ترا یاد می کنیم

در کوه قاف صید پریزاد می کنیم

هر قسم بندگی که برآید ز دست ما

نسبت به سرو و سوسن آزاد می کنیم

از اشتیاق بحر چو سیلاب نوبهار

در کوه و دشت ناله و فریاد می کنیم

در شادمانی دل خصم است فتح ما

با خلق در شکست خود امداد می کنیم

از دشمنان دریغ نداریم آب خویش

زهاد را به میکده ارشاد می کنیم

لذت نمانده است در آینده حیات

از عیشهای رفته دلی شاد می کنیم

محسود عالمیم، اگر چه دهان تلخ

شیرین به خون چو تیشه فرهاد می کنیم

چون سایه هما نظر التفات ما

صائب به هر زمین فتد آباد می کنیم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کتابخانهٔ گنجور