گنجور

غزل شمارهٔ ۵۶۶۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

برگ عیش خود از آن تازه چمن می خواهم

یک گل بوسه از آن کنج دهن می خواهم

طفل گستاخم و کامم به شکر خو کرده است

بوسه می خواهم و از کنج دهن می خواهم!

خون من لاله و گل نیست که پامال شود

خونبهای خود از آن عهد شکن می خواهم

کربلا گشت زمین یمن از پرتو او

از عقیق لب او خون یمن می خواهم

نیستم از سخن ساده چو طوطی محفوظ

پیچ و تابی به سر زلف سخن می خواهم

روز و شب در طلب سینه صافم صائب

طوطیم، آینه ای بهر سخن می خواهم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.