گنجور

غزل شمارهٔ ۵۴۳۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

از حجاب عشق محروم از گل روی توایم

ورنه ما صد پیرهن محرم تر از بوی توایم

گر به ظاهر چون نگاه از چشم دور افتاده ایم

هرکجا باشیم در محراب ابروی توایم

گرچه در چون غنچه بر روی دو عالم بسته ایم

چشم بر راه نسیم آشنا روی توایم

ما ز چشم پاک، چون آیینه بر بزم حضور

بر سر دست تو و بر روی زانوی توایم

نیست ما را در وفاداری به مردم نسبتی

دیگران آبند و ما ریگ ته جوی توایم

سنگ را هرچند با گوهر نمی سنجد کسی

قدر ما این بس که گاهی در ترازوی توایم

کیست تا چون سایه ما را جز تو برگیرد ز خاک؟

بر زمین افتاده بالای دلجوی توایم

سرکشان عشق را در کاسه سر خاک کن

ورنه ما پیوسته زیر تیغ ابروی توایم

ما که چون شبنم ز گل بالین و بستر داشتیم

این زمان از غنچه خسبان سر کوی توایم

ما که صائب ره به حرف آشنایان بسته ایم

گوش بر آواز حرف آشنا روی توایم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

بی نشان نوشته:

سلام. حالت چطور است؟
نیست ما را در وفاداری به مردم نسبتی
دیگران آبند و ما ریگ ته جوی توایم

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.