گنجور

غزل شمارهٔ ۵۱۶۶

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ازبس که شد زلعل تو با آب و تاب حرف

شوید غبار عقل زدل چون شراب حرف

غیر ازدهان تنگ سخن آفرین تو

درنقطه کس ندیده نهان یک کتاب حرف

هر حرفی ازدهان تو پیچیده نامه ای است

از بس خورد زتنگی جا هیچ وتاب حرف

شادابی لب تو از آن است کز حجاب

درلعل آتشین تو می گردد آب حرف

گر هوش کوتهی نکند می توان شنید

ازچشمهای شوخ تودر عین خواب حرف

در خوبی تو نیست کسی راسخن،ولی

دارد خط عذار تو باآفتاب حرف

در خامشان شراب سرایت نمی کند

مستی دهد زیاده ز جام شراب حرف

صائب ره صواب خموشی است یکقلم

ورنه بود میان خطا وصواب حرف



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

زهرا نوشته:

با سلام
در بیت سوم مصرع دوم فکر میکنم پیچ و تاب درست باشد.

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.