گنجور

غزل شمارهٔ ۵۰۳۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

فارغ ز دار و گیر جهان خراب باش

مردانه ترک کام بگو،کامیاب باش

این شعله های عاریتی نیست پایدار

چون لاله زآتش جگر خود کباب باش

خود را چو آفتاب نکردی به نور عشق

باری چو سایه در قدم آفتاب باش

قدر تو کم چرا بود از قدر دیگران؟

از خود زیاده از همه کس در حجاب باش

چشمت اگر به دولت بیدار می پرد

ازشورش درون، نمک چشم خواب باش

خواهی که بی حساب به جنت ترا برند

صائب نفس شمرده زن و خود حساب باش



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.