گنجور

غزل شمارهٔ ۴۸۰۰

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

نبرده خط ز عذار تو آب و تاب هنوز

بر آتش تو جگرها شود کباب هنوز

شد آفتاب تو در ابر خط نهان هر چند

ز عارض تو شود دیده ها پر آب هنوز

ز خط شد آن لب میگون اگر چه پا به رکاب

توان رساند ز نظاره اش شراب هنوز

کشید حسن ترا گرچه خط به پای حساب

نمی کند نگهت ترک بیحساب هنوز

مه تو گر چه حصاری ز هاله خط شد

حذر کند ز شبیخونش آفتاب هنوز

ز خط قلمرو حسن تو گشت زیر و زبر

ز غفلت است دو چشم تومست خواب هنوز

ز نقش خط لب لعل تو گرچه شد بی آب

ز عارض تو تراوش کند حجاب هنوز

نهشت رنگ حیا بر رخت ز تردستی

چه نقشها که زند خط دگر برآب هنوز

اگر چه خط رقم رخصت تماشایی است

کند ز دیده من صائب اجتناب هنوز



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان