گنجور

 
صائب تبریزی
 

بیاکه عقده زکارجهان گشاد بهار

بهشت سربه گریبان غنچه دادبهار

نهشت یک دل افسرده درقلمروخاک

برات عیش به خلق ازشکوفه دادبهار

زخرمی درودیوارگلستان شدمست

زهرگلی درمیخانه ای گشاد بهار

به روشنایی مهتاب گل نشد قانع

چراغ لاله به هر رهگذرنهاد بهار

کشید دشنه برق ازنیان ابر برون

به خرمن غم بی حاصلان فتادبهار

گشت آنکه زدی طبل رعد زیرگلیم

صلای عیش به بانگ بلند داد بهار

برآر سرزگریبان خامشی صائب

کنون که غنچه منقارها گشاد بهار

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.