گنجور

غزل شمارهٔ ۴۵۴۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

خطی کان رخ تازه می آورد

جهان را به شیرازه می آورد

شرابی است لبهای میگون یار

که مستی وخمیازه می آورد

ز رخسار خوبان شراب کهن

برون صد گل تازه می آورد

ازان ساختم با خیال از وصال

که مستی به اندازه می آورد

دلی را که آشفته شد از خمار

خط جام شیرازه می آورد

به آهستگی آنچه انشا کنند

بلندی آوازه می آورد

مگر پوچ تا نشنوی حرف پوچ

که خمیازه خمیازه می آورد

ز گفتار صائب ازان خون چکد

که از خون دل غازه می آورد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ناشناس نوشته:

بیت ٧
مگر –>> مگو

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.