گنجور

غزل شمارهٔ ۴۴۰۸

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

هر نقطه کز این دایره بیکار شمارند

صاحب نظران خال لب یار شمارند

رویی که در او راز نهان را نتوان دید

روشن گهران آینه تار شمارند

بیدار کن از عشق دل مرده خود را

تا خواب ترا دولت بیدار شمارند

زان روز حذر کن که به دامان تو چون گل

هر خرده که دارای همه یکبار شمارند

هر قطره او شبنم ریحان بهشت است

اشکی که به دامان شب تار شمارند

آن راهروانی که پی دل نگرفتند

نقش قدم قافله بسیار شمارند

چشمی که رگ خواب دراوپرده نشین است

بیدار دلان حلقه زنار شمارند

مستان تو برهم زدن هردو جهان او

آسانتر از آشفتن دستار شمارند

جمعی که به یکتایی گلشن نرسیدند

صائب ورق دفتر گلزار شمارند



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify