گنجور

 
صائب تبریزی
 

ز کاوش دلم آزار رنگ می بازد

به پای من چو رسد خار رنگ می بازد

اگر ز نغمه سیراب، پرده بردارم

هزار غنچه منقار رنگ می بازد

نسیم شوخ می پرده در چو تند شود

به سینه غنچه اسرار رنگ می بازد

به او چه از دل خونین خود سخن گویم؟

که حرف بر لب اظهار رنگ می بازد

شکسته رنگ نگشتی ز عشق، ای بیدرد

ز عشق، چهره دیوار زنگ می بازد

ز ساده لوحی اگر با رخش حریف شود

گل شکفته (چه) بسیار رنگ می بازد

کسی چه تحفه به بازار روزگار برد؟

که گل ز سردی بازار رنگ می بازد

اگر به صورت دیبا نگاه تلخ کنی

ز چهره تا گل دستار رنگ می بازد

چه حرف از گل تسبیح می زنی صائب؟

خمش که سنبل زنار رنگ می بازد

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.