گنجور

 
صائب تبریزی
 

ز چهره تو بهشت آب و تاب بردارد

ز جلوه تو قیامت حساب بردارد

نصیب سوختگان می رسد ز پرده غیب

همیشه آبله آب از سراب بردارد

چنین که خوی تو کرده است عام ناسازی

عجب که آتش سوزان کباب بردارد

چنان عقیق تو از خون خلق شد سیراب

که از مشاهده اش زخم آب بردارد

بغیر لخت دل و پاره جگر صائب

چه توشه کس ز جهان خراب بردارد؟

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.