گنجور

 
صائب تبریزی
 

شیشه هایی که درستی ز شکستن دارند

پشت بر کوه ز سنگینی دشمن دارند

نور آیینه به اندازه خاکستر اوست

تیره روزان جهان سینه روشن دارند

شبروان گرچه به ظاهر ز سیه روزانند

شمع خورشید نهان در ته دامن دارند

بر ندارند ز دل چشم سبک پروازان

چشم ازین خانه تاریک به روزن دارند

پرده دام بود نرمی و همواری خاک

دوربینان دل صد پاره ز مأمن دارند

با ضعیفان به ادب باش که عیسی صفتان

در فتادن خطر از دیده سوزن دارند

حیف کز لذت سرگشتگی آگاه نیند

سنگهایی که شکایت ز فلاخن دارند

نسبت بندگی فاختگان را با سرو

می توان یافت ز طوقی که به گردن دارند

تا که دیوانه شد امروز، که دیگر طفلان

دل سنگین عوض سنگ به دامن دارند

نیست حقی که فراموش شود خونگرمی

در چمن آینه ها روی به گلخن دارند

چه شکایت کنم از طالع خوش قسمت خویش؟

کآنچه دارند نکویان همه بامن دارند

صائب از گوشه نشینان قفس در تابند

بلبلان راه سخن گرچه به گلشن دارند

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.