گنجور

غزل شمارهٔ ۳۴۵۸

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

کی دل سالک سرگشته بجا می باشد؟

حرکت لازمه قبله نما می باشد

دیده عالمی از خواب، دم صبح گشود

نفس صافدلان عقده گشا می باشد

هر غمی هست به انجام رسد در دو سه روز

غم روزی است که سی روز به جا می باشد

پرده فقر دریدن گل بیحوصلگی است

خرقه ما چو زره زیر قبا می باشد

عاشقان را نبود در جگر سوخته آه

دانه سوخته بی نشو و نما می باشد

هرکه خود را به تمامی شکند شهره شود

مه چو باریک شد انگشت نما می باشد

پیروان را نگرانی نبود از دنبال

دیده راهنمایان به قفا می باشد

از خودی در ته سنگ است ترا پا، ورنه

هرکه از خویش برآمد همه جا می باشد

خون کند در جگر تیغ حوادث صائب

عاجزی را که سپر دست دعا می باشد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.