گنجور

 
صائب تبریزی
 

کدامین آتشین سیما به این ویرانه می آید؟

که از دیوار و در بوی پر پروانه می آید

مرا این خونبها بس از شهیدان کان بلای جان

به طوف خاک من با شیشه و پیمانه می آید

کف خاکستر من امشب آتش زیر پا دارد

همانا شمع بر بالین این پروانه می آید

چنان از خلوت آیینه می آید به کیفیت

که پنداری صبوحی کرده از میخانه می آید!

به دریا سینه خم را غلط کرده است پنداری

که ابر نوبهار امروز خوش مستانه می آید

چنان از مشرب من کفر و دین یکرنگ شد با هم

که از تسبیح بوی صندل بتخانه می آید

اگر سنگ ملامت این سبکروحی نفرماید

که دیگر بی تکلف بر سر دیوانه می آید؟

مبادا هیچ کس را پست دیوار اینقدر یارب

ز هرجا سیل برخیزد به این ویرانه می آید

زگفت و گوی ناصح پنبه چون در گوش نگذارم؟

به مغزم بوی خواب مرگ ازین افسانه می آید

تعجب نیست گر جان رفت با تیرش زتن بیرون

که با مهمان برون از خانه صاحبخانه می آید

سبک برخیز ای خار ملامت از سر راهم

که کار سیل از زنجیر این دیوانه می آید

چنان از باده توحید سرگرمم درین گلشن

که خار و گل به چشم من به یک دندانه می آید

صدای شیر بود آواز نی زین پیش در گوشم

کنون از نی به گوشم نعره شیرانه می آید

اگر بر کلبه من جغد را صائب گذار افتد

به جان بی نفس بیرون ازین غمخانه می آید

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.