گنجور

 
صائب تبریزی
 

اگر از خال لب مهر دهان من نخواهی شد

حریف شکوه آتش زبان من نخواهی شد

بگو بی پرده تا بر دل گذارم دست نومیدی

زبیرحمی اگر آرام جان من نخواهی شد

اگر هر موی من گردد زبان شکوه پردازی

نخواهد دل تهی شد تا زبان من نخواهی شد

به جای خط مشکین چون پری گر پر برون آری

خلاص از جذبه آتش عنان من نخواهی شد

زداغ آتشین مگذار خالی خانه دل را

زعارض گر چراغ دودمان من نخواهی شد

چنین گرمی کنی با سینه پر خون من کاوش

حریف دیده دریافشان من نخواهی شد

اگر در برکشم چون موج آب زندگانی را

نخواهم یافتن جان تا تو جان من نخواهی شد

نسیم ناامیدی می دهد بر باد اوراقم

گر از آغوش خود دارالامان من نخواهی شد

زچشم ظالم و مژگان خونریز تو می بارد

که در ایام خط هم مهربان من نخواهی شد

نخواهد پر زبرگ عیش شد چون غنچه دامانم

زعارض تا بهار بی خزان من نخواهی شد

نخواهی یافت صائب رتبه حرف پریشانم

به حرف عشق تا همداستان من نخواهی شد

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.