گنجور

 
صائب تبریزی
 

به زخم کهنه شور از زخمهای تازه می افتد

خمارآلود از خمیازه در خمیازه می افتد

محیطی را حبابی چون تواند در گره بستن؟

نگنجد در نظر حسنی که بی اندازه می افتد

به دلتنگی قناعت کن که چون افتاد دل نازک

به شکر خنده ای چون غنچه از شیرازه می افتد

زخط و خال دل برداشتن دشواریی دارد

سیاهی بعد ایامی زداغ تازه می افتد

زما نتوان به خودداری نهفتن میکشیها را

به روی کار زود این بخیه از خمیازه می افتد

نه هر کس مصرعی موزون کند مشهور می گردد

زصد بلبل یکی صائب بلند آوازه می افتد

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.