گنجور

 
صائب تبریزی
 

غم ز دل بیرون مرا کی باده احمر برد؟

زردی از آیینه هیهات است روشنگر برد

تلخ گویان را دهن شیرین کنم از نوشخند

بشکند چون نیشکر هر کس مرا، شکر برد

بر سبکباران بود موج خطر باد مراد

کف سلامت کشتی از دریای بی لنگر برد

هر که سازد همچون غواصان نفس در دل گره

از محیط تلخرو دامان پر گوهر برد

اهل دوست نیست ممکن ترک خودبینی کنند

زنگ ازین آیینه نتوانست اسکندر برد

در خزان بی برگ دیدن گلستان را مشکل است

مرغ زیرک در بهاران سر به زیر پر برد

با دل پرخون من ای تندخو کاوش مکن

صرفه هیهات است آتش زین کباب تر برد

خاکیان اکثر گرفتارند در بند جهات

تا که بیرون مهره خود را ازین ششدر برد؟

نیست کار مرغ صائب سینه بر آتش زدن

نامه ما را به آن بدخو مگر صرصر برد

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

غزلک در ‫۲ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۲ دی ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۱۲ نوشته:

بیت پنجم
اهل دنیا درست است
که به جای دنیا دوست نوشته شده است

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.