گنجور

 
صائب تبریزی
 

هر نخل مصیبت علم راهنمایی است

هر نوحه ازین قافله آواز درایی است

دست تو اگر نیست نگارین ز علایق

این عقده هستی گره بند قبایی است

تا در پی دنیای خسیس است دل تو

دل نیست در آغوش ترا، کاهربایی است

هر چیز ز دنیای دنی رو به تو آرد

مغرور مشو، کز پی تنبیه، قفایی است

رزق تو گر از خوان فلک شد غم روزی

غافل مشو از شکر، که این نیز غذایی است

در هر چه به رغبت نگری راهزن توست

بر هر چه کنی پشت، ترا راهنمایی است

خاری که درین مرحله بیکار نماید

از آبله پای طلب عقده گشایی است

در مشرب جمعی که مهیای رحیلند

هر رنجش بیجای فلک، لطف بجایی است

هر ناله و آهی که ز خود پیش فرستد

از خویش برون آمده را خانه خدایی است

ما حوصله درد نداریم، وگرنه

هر درد که قسمت شود از غیب، دوایی است

از فقر مکن شکوه که آزاده روان را

بی برگی ایام، عجب برگ و نوایی است

صائب چه کند سینه خود را نکند چاک؟

با حوصله تنگ، غم عشق بلایی است

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.