گنجور

غزل شمارهٔ ۱۸۵۹

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

میگون لبی که مست و خرابم

سرچشمه ای که سیر ز آبم کند کجاست؟

دریادلی که از قدح بی شمار می

فارغ ز فکر روز حسابم کند کجاست؟

عمری است تا ز جسم گرانجان در آتشم

سیل سبکروی که خرابم کند کجاست؟

کرده است تلخ دیده بیدار عیش من

شیرین فسانه ای که به خوابم کند کجاست؟

چون لاله شد دلم سیه از تنگنای شهر

دشتی که خوش عنان چو سرابم کند کجاست؟

چون گل ز هرزه خندی بیجای خود ترم

سوز محبتی که گلابم کند کجاست؟

بند زبان من شده در بزم وصل، هوش

پیمانه ای که رفع حجابم کند کجاست؟

لرزان ز سردسیر صباحت رسیده ام

حسن برشته ای که کبابم کند کجاست؟

صائب سخن رسی که درین قحط سال هوش

گوشی به فکرهای صوابم کند کجاست؟



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

محسن حیدرزاده نوشته:

ردیف مصرع نخست نوشته نشده است .

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.