گنجور

غزل شمارهٔ ۱۸۲۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ز ناله گر دل بی برگ ما نوا می داشت

چو غنچه از گره خود گرهگشا می داشت

خبر ز عشق ندارد دل فسرده من

وگرنه آتش سوزنده زیر پا می داشت

هزار قافله هر دم ز خود سفر می کرد

اگر ز خویش سفرکرده نقش پا می داشت

به گرد چشم تو خواب غرور کی می گشت؟

شکست شیشه دلها اگر صدا می داشت

کجاست صائب آتش نفس، که وقت مرا

همیشه خوش به سخنهای آشنا می داشت



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.