گنجور

غزل شمارهٔ ۱۵۳۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

این نه غنچه است که گلزار به بار آورده است

که به ما نامه سربسته ز یار آورده است

بلبلان را به سر مشق جنون می آرد

خط سبزی که بناگوش بهار آورده است

می کند دیده نظارگیان را روشن

نسخه هایی که بهار از رخ یار آورده است

می توان یافت ز بوی خوش باد سحری

که شبیخون به سر زلف نگار آورده است

تا که دارد سر گلگشت گلستان، که بهار

از گل سرخ، طبقهای نثار آورده است

کوه را سر به بیابان دهد از تاب کمر

خوشخرامی که مرا بر سر کار آورده است

نیست ممکن که به پیراهن یوسف نرسد

دیده هر که چو یعقوب غبار آورده است

نه همین دار ز منصور برومند شده است

عشق بسیار ازین نخل به بار آورده است

گوشه ای هر که ازین عالم پرشور گرفت

کشتی خویش ز دریا به کنار آورده است

دم نشمرده محال است برآرد صائب

هر که در خاطر خود روز شمار آورده است



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.