گنجور

 
صائب تبریزی
 

شوق را شهپر توفیق سبکباری توست

راه نزدیک فنا، دور ز خودداری توست

دامن دشت فنا پاکترست از کف دست

سنگ اگر هست درین راه، گرانباری توست

چون پریشان نگذاریم قدم چون سیلاب؟

لغزش ما به تمنای نگهداری توست

چون نگیرد نفس دام تو از کثرت صید؟

خط آزادی کونین، گرفتاری توست

خواب در چشم مده راه به افسانه مرگ

که شب کاکل او زنده ز بیداری توست

چون به خواری کشم ای عشق ز کوی تو قدم؟

عزت روی زمین در قدم خواری توست

چشم بدبین به نی کلک تو صائب مرساد!

خاک، گنجینه گوهر ز گهرباری توست

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.