گنجور

غزل شمارهٔ ۱۴۰۹

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

بر دلم نیست غباری ز سیه کاری بخت

قانعم با دل بیدار ز بیداری بخت

شکر این نعمت عظمی چه توانم کردن

که به دولت نرسیدم ز مددکاری بخت

شکوه از بخت گرانخواب ز کوته نظری است

که سبکسیر بود مدت بیداری بخت

از برومندی ظاهر دل چون آینه را

غوطه در زنگ دهد جامه زنگاری بخت

با هنر طالع فرخنده نمی گردد جمع

که بود محضر دانش خط بیزاری بخت

دو سه روزی است برومندی گلزار امید

سایه ابر بهارست هواداری بخت

نیست ممکن که ز یک دست صدا برخیزد

یار اگر یار نباشد چه کند یاری بخت؟

صائب ارباب هوس کامروایند همه

هست مخصوص به عشاق سیه کاری بخت



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور رومیزی