گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳۱۸

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

سرو را چون لاله و گل احتیاج غازه نیست

زینت آزادمردان غیر روی تازه نیست

جلوه برق است رنگ اعتبارات جهان

یک نفس گل بیش بر دستار مردم تازه نیست

هر کسی از محرمان خاص داند خویش را

التفات عام آن پرکار را اندازه نیست

بی تردد، چون گذشتی از خودی در منزلی

قطع این وادی به پای ناقه و جمازه نیست

می برآرد ز پریشانی دل آشفته را

به ز خط جام این اوراق را شیرازه نیست

می توان بردن به مقصد راه از سنگ نشان

مطلب عنقا ز کوه قاف جز آوازه نیست

نشنوی تا حرف پوچ، از پوچ گفتن لب ببند

باعثی خمیازه را بالاتر از خمیازه نیست

گفته ای صائب ز دیرین محرمان بزم ماست

ظرف ما را طاقت این لطف بی اندازه نیست



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.