گنجور

غزل شمارهٔ ۱۱۸۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دل میان چار عنصر تن به سختی داده ای است

دانه در آسیای چار سنگ افتاده ای است

خرده جان مقدس در تن خاکی نهاد

موری از دست سلیمان بر زمین افتاده ای است

نیست چون سرو و صنوبر حاصلش جز بار دل

در ریاض آفرینش هر کجا آزاده ای است

پیش ارباب بصیرت کز ته کار آگهند

گرمی این سرد مهران دوزخ آماده ای است

نیست حق جویندگان را دیده باریک بین

ورنه هر خاری درین وادی به مقصد جاده ای است

بر سر حرف آورد صائب مرا دلهای پاک

چون قلم باغ و بهار من زمین ساده ای است



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.