گنجور

غزل شمارهٔ ۱۰۳۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

وقت خط پهلو تهی از یار کردن مشکل است

در بهاران پشت بر گلزار کردن مشکل است

می توان کردن به تلقین زنده خون مرده را

بخت خواب آلود را بیدار کردن مشکل است

می گریزند اهل دل از صحبت زهاد خشک

رو به روی صورت دیوار کردن مشکل است

می رسد از ذوق هر کاری به معراج کمال

بر امید کارفرما کار کردن مشکل است

بحر از باد مخالف می شود شوریده تر

از نصیحت مست را هشیار کردن مشکل است

اختیاری نیست فریاد من از وضع جهان

سیل را خاموش در کهسار کردن مشکل است

می توان بر خود گوارا کرد مرگ تلخ را

زندگانی را به خود هموار کردن مشکل است

هست در آمیزش تردامنان مرگ شرار

پیش خامان سوز خود اظهار کردن مشکل است

در گذر صائب ز دل، افتاد چون در قید زلف

مهره بیرون از دهان مار کردن مشکل است



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

بیگانه نوشته:

وااای! شاااهکار! صائب عزیز قطعا مغفول واقع شده است، خیلی… این نابغه ی باشکوه…

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.