گنجور

غزل شمارهٔ ۲۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات
 

دایم ز خود سفر چو شرر می‌کنیم ما

نقد حیات صرف سفر می‌کنیم ما

سالی دو عید مردم هشیار می‌کنند

در هر پیاله عید دگر می‌کنیم ما

در پاکی گهر ز صدف دست برده‌ایم

آبی که می‌خوریم گهر می‌کنیم ما

چون گردباد، نیش دو صد خار می‌خوریم

گر جامه از غبار به بر می‌کنیم ما

وا می‌کنیم غنچهٔ دل را به زور آه

خون در دل نسیم سحر می‌کنیم ما

از رخنهٔ دل است، رهی گر به دوست هست

زین راه اختیار سفر می‌کنیم ما

صائب فریب نعمت الوان نمی‌خوریم

روزی خود ز خون جگر می‌کنیم ما



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

امین کیخا نوشته:

شرر و شراره عربی است مثلا شرر المتطائر

👆☹

علی نوشته:

منظور از سالی دو عید توی شعر کدوم عید هاست یکی رو میتونم بگم احتمالا عید نوروزه ولی عید دوم کدومه؟؟؟

👆☹

امیرحسین آریا نوشته:

در جواب آقای علی باید بگم فکر میکنم منظور شاعر اینه که آدم های هوشیار عید کمی دارند ولی ما که هی پیاله پر میکنیم با هر پیاله عید داریم(منظور از عید شادی و سر خوشیه)حالا منظور از پیاله و … طول و تفسیر زیاد داره ولی در کل منظور به کم و زیاد بودنه

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.