نیست ممکن که به وصل تو رسد کس به شتاب
چه کنم صبر کنم تا به مدارا برسد
وعده بوسه ز امروز به فردا فکنی
وای من گر نرسد بوسه و فردا برسد
بوسه ای را لبت از من به دلی قانع نیست
قصد جان کرد به مقصد برسد یا نرسد
این چنین عشق که من دارم از آن لب که تو راست
هیچ شک نیست که این کار بدانجا نرسد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، گوینده به عجز و ناتوانی عشق خود اشاره میکند و میگوید که هیچ کس نمیتواند به سرعت به وصال محبوب برسد. او ناچار است صبر کند تا روزی محبوبش به او برسد. وعده بوسهای که از سوی محبوب داده شده، به فردا موکول میشود و گوینده نگران است که این بوسه هیچگاه نصیبش نشود. همچنین، او به این نکته اشاره میکند که عشقش به لب محبوب به قدری عمیق و پرتلاطم است که هیچ شک و تردیدی در ناکامی آن وجود ندارد.
هوش مصنوعی: هیچ کس نمیتواند به سرعت به وصال تو دست یابد، بنابراین باید صبر کنم تا زمانه آرامتر شود و این عشق به شکلی ملایمتر پیش برود.
هوش مصنوعی: اگر وعده بوسهات را به فردا بیاندازی، وای بر من اگر بوسهای نرسد و فردا هم بیاید.
هوش مصنوعی: بوسهای که لبانت به من میدهند، دل راضی و قانع نیست. این بوسه همچون تیری به سمت جان من پرتاب میشود، خواه به هدفش برسد یا نرسد.
هوش مصنوعی: عشقی که من به تو دارم، ناشی از لبهای توست و شکی نیست که این عشق به جایی نخواهد رسید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.