گنجور

بخش ۷ - حکایت در عزت قناعت

 
سعدی
سعدی » بوستان » باب ششم در قناعت
 

یکی نیشکر داشت بر طبقری

چپ و راست گردیده بر مشتری

به صاحبدلی گفت در کنج ده

که بستان و چون دست یابی بده

بگفت آن خردمند زیبا سرشت

جوابی که بر دیده باید نبشت

تو را صبر بر من نباشد مگر

ولیکن مرا باشد از نیشکر

حلاوت ندارد شکر در نیش

چو باشد تقاضای تلخ از پیش

 


با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

بوستان سعدی به خط رکن‌الدین مسعود کاشانی مورخ ۱۰۳۹ هجری آگرهٔ هند » تصویر ۲۴۳ بوستان به خط  بابا شاه بن سلطان علی مورخ ۹۸۹ هجری قمری » تصویر ۲۴۱

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

سعید نوشته:

در مصراع اول (طبقری) درست است نه طبفری.

👆☹

مینا نوشته:

سعید جان کاش معنیش رو هم مینوشتی البته کمابیش میشه حدس زد

👆☹

مهدی همدانی نوشته:

مینا خانم معنی حکایت بصورت اجمالی این است که:
نیشکر فروشی بدنبال مشتری بود و به صاحبدلی رسید و گفت این نیشکرها را بگیر و هر وقت داشتی پولش را بده
آن خردمند صاحبدل نیز جواب داد: تو مگر برای من صبر نمیکنی تا پول را پرداخت کنم ولی من میتوانم برای نیشکر صبر و قناعت کنم تا در زمان داشتن پول خرید کنم
نیشکر نسیه شیرینی ندارد وقتی اضطراب تقاضای تلخ طلب از جانب شما بیادم آید

👆☹

دریای سخن - دریای شعر فارسی