گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
خاقانی

ای دوست غم تو سربه سر سوخت مرا

چون شمع به بزم درد افروخت مرا

من گریه و سوز دل نمی‌دانستم

استاد تغافل تو آموخت مرا

عطار

عشق تو که همچو شمع میسوخت مرا

بیصبری پروانه درآموخت مرا

هجر تو به رایگان گرانم بخرید

تا آتش سودای تو بفروخت مرا

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از عطار
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه