گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
عطار

پیوسته دلم شیفتهٔ آن راز است

زان راز شگرف جان من با ناز است

گر محو شود جهان نیاید بسته

آن در که مرا به سوی جانان باز است

مولانا

ای فکر تو بر بسته نه پایت باز است

آخر حرکت نیز که دیدی راز است

اندر حرکت قبض یقین بسط شود

آب چه و آب جو بدین ممتاز است

سلیم تهرانی

این عشق که برق عافیت پرداز است

جان پرور ما چو شعله ی آواز است

بیماری عشق در وجود مردان

همچون تب شیر و یرقان باز است

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه