جمال دین پیمبر که چرخ گردون را
به آستانه تو از علو نیاز آید
دلی که از عسل لفظ تو جداست چو موم
ز تاب آتش اندیشه در گداز آید
منم نهاده کنون چشم بر ره امید
که تا رکاب شریفت چه وقت باز آید
به جان تو که همه طرز جان همی دارد
بر آن نسیم که از جانب طراز آید
لباس بختم کوته چرا چنین آمد
چو هر لباس که باشد مرا دراز آید



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.