رضی‌الدین نیشابوری » دیوان اشعار » قصاید » قصاید کوتاه » شمارهٔ ۶ - در ستایش شهاب الدین گوید

شهاب الدین ز که‌تر یاد کردی

بنای مکرمتت آباد کردی

چو دودم زآتش غم برکشیدی

چو گرد اندوه من بر باد کردی

بدادی داد تشریفم وگر چند

به این برخواه خود بی‌داد کردی

چه گویی با زمانه عذر این جرم

که جان خسته‌ای را شاد کردی

مرا مفروش بی‌جرمی و آنگاه

که بخریدی مرا آزاد کردی

از این پس رو دلی دیگر به دست آر

مرا این بس که از من یاد کردی