گنجور

 
رهی معیری
 

لاله دیدم روی زیبای توام آمد بیاد

شعله دیدم سرکشی‌های توام آمد بیاد

سوسن و گل آسمانی مجلسی آراستند

روی و موی مجلس‌آرای توام آمد بیاد

بود لرزان شعله شمعی در آغوش نسیم

لرزش زلف سمنسای توام آمد بیاد

در چمن پروانه‌ای آمد ولی ننشسته رفت

با حریفان قهر بی‌جای توام آمد بیاد

از بر صید افکنی آهوی سرمستی رمید

اجتناب رغبت‌افزای توام آمد بیاد

پای سروی جویباری زاری از حد برده بود

های‌های گریه در پای توام آمد بیاد

شهر پرهنگامه از دیوانه‌ای دیدم رهی

از تو و دیوانگی‌های توام آمد بیاد