گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
اوحدی مراغه‌ای
 

آن دل که مرا بود و توی دیده سلبوه

و آن تن که کشیدی به کمنمدش جذبوه

و آن دیدهٔ دریا شده را درد و غم او

صد بار به دستان مصیبت صلبوه

و آن سینهٔ آتشکده را غمزهٔ چشمش

ناگاه به شمشیر جدایی ضربوه

اسباب دل و دین مرا لشکر عشقش

ترکانه به یک تاختن اندر نهبوه

من راز شب خود بچه پوشم؟ که بدین رخ

از خون دل و دیده چه روشن کتبوه!

گر جان طلبند از من دلسوخته ایشان

بحثی نتوانم که هم ایشان و هبوه

با او ز پدر یاد نکردیم وز مادر

کورا به فدا باد ابونا وابوه!

گویند: به دل صبر کن از یار و ندارم

آن صبر که ایشان ز دل من طلبوه

با اوحدی آن قوت غالب که تو دیدی

یک باره فنا گشت چو ایشان غلبوه

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

سید فرهود کاظمی در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۴۴ نوشته:

سلام بر دوستان
مصرع اول بیت اول را نمی توانم بخوانم
انگار کلمات «و توی دیده» وزن مصرع را خراب می کند.
لطفا راهنمایی کنید

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
کاظم ایاصوفی در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۰۴:۳۶ نوشته:

مصراع اول باید به این صورت اصلاح شود
آن دل که مرا بود و تو دیدی سلبوه

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.