گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
اوحدی مراغه‌ای
 

ای مردگان، کجایید؟ اینک مسیح زنده

هر دم لبش حیاتی در مرده‌ای دمنده

زنار او کمندی در حلق جان کشیده

ناقوس او خروشی در آسمان فگنده

ای خاکیان رنجور، آمد طبیب دلها

کز جانتان بشوید ترکیب آب گنده

رنج درون تن را تدبیر اوست کافی

درد نهان دل را درمان او بسنده

کو عقل؟ تا بداند پیوند ابن و آبا

کو دیده؟ تا ببیند جمع اله و بنده

چون اوحدی نگر تا: بر فقر خود نگریی

تا نگریی نیاید بر ما مجال خنده

کان گنج را نیابی جز در سرای ویران

و آن شاه را نبینی جز در قبای ژنده

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.