گنجور

 
اوحدی مراغه‌ای
 

یا به نزد خویشتن راهم بده

یا مجال ناله و آهم بده

از دهانت چون نمی‌یابم نشان

بوسه‌ای زان روی چون ماهم بده

تشنهٔ چاه زنخدان تو شد

جان من، آبی از آن چاهم بده

غربت من در جهان از بهر تست

قربت خاصان درگاهم بده

دوش میگفتی: ز من چیزی بخواه

بوسه‌ای زان لعل می‌خواهم، بده

هر چه از من خواستی یکسر تراست

از تو من نیز آنچه میخواهم بده

یا خیال خود به خواب من فرست

یا دلی بیدار و آگاهم بده

گنج وصلت هم درین ویرانهاست

آن چنان گنجی ز ناگاهم بده

بر بساط آرزو چون اوحدی

شاه می‌خواهم ز رخ، شاهم بده

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
منبع اولیه ویکی‌درج
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید
حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کسرا در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۲۷ نوشته:

این شعر در برنامه 216 گلهای رنگارنگ با آواز استاد مرحوم بنان

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.