گنجور

 
اوحدی مراغه‌ای
 

ما چشم جهانیم، که این راز بدیدیم

پوشیده رخ آن بت طناز بدیدیم

هم صورت او از همه نقشی بشنیدیم

هم لهجهٔ او در همه آواز بدیدیم

آن قامت و بالا، که به جز ناز ندانست

بی‌عشوه خرامان شد و بی‌ناز بدیدیم

پیش از زحل و زهره و برجیس بگفتیم

ما طلعت خورشید یک انداز بدیدیم

چون شمع به یک لمعه گران نور نمودیم

صد بار زبان در دهن گاز بدیدیم

تا گشت وجود و عدم ما متساوی

او را ز وجود همه ممتاز بدیدیم

زین کهنه قفس باز نگردیم و ز بندش

تا سوی فلک فرصت پرواز بدیدیم

یاران قدیمی، که ز ما روی نهفتند

چون پرده تنک شد همه را باز بدیدیم

سازیست بزرگ این تن و ما کوشش بسیار

کریدم که ماهیت این ساز بدیدیم

از عجز بدین در ننهادست کسی پای

ما سر بنهادیم چو اعجاز بدیدیم

دوش اوحدی از واقعه ما را خبری داد

هم شکر که یک واقعه پرداز بدیدیم

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.