گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
اوحدی مراغه‌ای
 

درمان درد دوری آن یار می‌کنم

وقتی که میل سبزه و گلزار میکنم

چون شد شکسته کشتی صبرم در آب عشق

خود را بهرچه هست گرفتار میکنم

گر غنچه را ببویم و گیرم گلی به دست

بی‌او قناعتیست که با خار میکنم

جانا، دوای این دل مسکین به دست تست

زان بر تو روز خویش پدیدار میکنم

گفتم که: چاره‌ای بود این درد عشق را

چون چاره نیست صبر به ناچار میکنم

گفتی که: حجتی به غلامیم باز ده

بر من گواه باش، که اقرار میکنم

ای هم‌نشین آن رخ زیبا،مرا ز دور

بگذار، تا تفرج گلزار میکنم

از من بپرس راز محبت، که روز و شب

این قصه می‌نویسم و تکرار میکنم

غیر از حدیث دوست چو گویم حکایتی

از خود خجل شوم که: چه گفتار میکنم؟

این مایه خواجگی ز جهان بس مرا، که باز

خود را به بندگی تو بر کار میکنم

پیش رقیب او غزل اوحدی بخوان

تا بشنود که: من طلب یار میکنم

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

صباح در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، سه شنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۰۸:۳۶ نوشته:

به نظر می رسد مصراع اول بیت دوم از لحاظ وزنی ایراد دارد. احتمالا باید صحیح آن به این شکل باشد:
چون شد شکسته کشتی صبرم در آب عشق
---
پاسخ: با تشکر، مطابق فرموده «صبر من» با «صبرم» جایگزین شد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.