گنجور

غزل شمارهٔ ۵۳۸

 
اوحدی
اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

یارب، تو حاضری که ز دستش چه میکشم؟

وز عشوه‌های نرگس مستش چه میکشم؟

صد نوبت آزمودم و جز بند دل نبود

دیگر کمند زلف چو شستش چه میکشم؟

چون آهوان به حکم خطا حلق خویشتن

در حلقه‌های سنبل پستش چه میکشم؟

گفتم: به دامنش بکشم گرد از آسمان

چون گرد بر ضمیر نشستش چه می‌کشم؟

چندین هزار جو و جفا زان دهن، که نیست

از بهر یک دو بوسه که هستش، چه میکشم؟

خونم ز دل گشود و برویم ببست در

بنگر که: از گشاد وز بستش چه میکشم؟

ایدل، ندیده‌ای، برو از اوحدی بپرس

تا از دو لعل کینه پرستش چه میکشم؟



🖰 در مرورگرهای رومیزی با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

آثار خوشنویسی و نگارگری مرتبط با اشعار را معرفی کنید