گنجور

غزل شمارهٔ ۴۹۶

 
اوحدی
اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

من بادهٔ عشق نوش کردم

چون مست شدم خروش کردم

هر عربده‌ای که باده انگیخت

با زاهد خرقه‌پوش کردم

هر کس که زما و من سخن گفت

او را به دو می خموش کردم

چون هوش برفت از رقیبان

این بار حدیث هوش کردم

پندم مده، ای رفیق، بسیار

انگار که: پند گوش کردم

بگذار، که من نماز خود را

در خانهٔ می فروش کردم

بر آتش عشق اوحدی را

امروز تمام جوش کردم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.