گنجور

 
اوحدی مراغه‌ای
 

نسپردم از خرابی دل خود به چشم مستش

ور زانکه می‌سپردم در حال می‌شکستش

نقاش دوربین را از دست بر نیاید

نقش دگر نهادن پیش نگار دستش

کی در کنارم آید؟ چو زان میان لاغر

در چشم من نیاید غیر از کمر، که بستش

هر کس که دید روزی از دور صورت او

نزدیک دوربینان دورست باز رستش

در سالها نیاید روزی به پرسش ما

ور ساعتی بیاید یک دم بود نشستش

جز روی او نباشد قندیل شب نشینان

جز کوی او نباشد محراب بت پرستش

نی، پای بر نیاورد از دامش اوحدی، کو

سر نیز بر نیاورد از نیستی که هستش

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

رهی رهگذر در ‫۲ سال و ۱ ماه قبل، پنج شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۲۹ نوشته:

با عرض ادب، فکر کنم این غزل بر وزن عروضی "مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)" باشد. درود

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.