گنجور

 
اوحدی مراغه‌ای
 

کی مرا نزد تو همچون دگران بگذارند؟

این قدر بس که ز دورم نگران بگذارند

هیچ شک نیست که ما هم به نصیبی برسیم

از وصال تو، گرین جمله بران بگذارند

در جهان کار رخ و قد تو بالا گیرد

اگر این کار به صاحب نظران بگذارند

صورتی را که ازو نور بصیرت خیزد

حیف باشد که بدین بی‌بصران بگذارند

ما به پند پدران از پی خوبان روزی

بنشینیم گرین خوش پسران بگذارند

ای که از دام من شیفته بگریخته‌ای

دگرت صید کنم گرد گران بگذارند

اوحدی، گر چه ترا هم خبری چندان نیست

با تو سهلست گرین بی‌خبران بگذارند

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

آرما در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، چهار شنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۰۸:۵۹ نوشته:

بیت ششم فکر می‌کنم انتهای مصرع دوم به صورت "گر دگران بگذارند" بوده که به اشتباه "گرد گران بگذارندد" تایپ شده.

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.