گنجور

 
اوحدی مراغه‌ای
 

صفات قلندر نشان برنگیرد

صفات تجرد بیان برنگیرد

عدم خانهٔ نیستی راست گنجی

که وصلش وجود جهان برنگیرد

گشاد از دل تنگ درویش یابد

خدنگی که هیچش کمان برنگیرد

من آن خاکسارم، که گر برگذاری

بیفتم، کسم رایگان برنگیرد

به بالای من بر کشیدند دلقی

که پهنای هفت آسمان برنگیرد

دل دین طلب تنگ تن برنتابد

تن راهرو بار جان برنگیرد

مکن یاد دنیا، که اندیشهٔ ما

هماییست کین استخوان برنگیرد

به ما گوهری داد دست عنایت

که اندازهٔ بحر و کان برنگیرد

تو سرمایه بسیار گردان، که دل را

چو سرمایه پر شد زیان برنگیرد

زبان درکش،ای اوحدی، زین حکایت

که ناگه سرت با زبان برنگیرد

ازان یار بیگانگی دارد آن کس

که پندار خویش از میان برنگیرد

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

مجتبی در ‫۲ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۵ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۱۲ نوشته:

وزن شعر (فعولن فعولن فعولن فعولن) می باشد، لطفاً تصحیح بفرمایید.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.