گنجور

 
اوحدی مراغه‌ای
 

دلبرا، در دل سخت تو وفا نیست چرا؟

کافران را دل نرمست و ترا نیست چرا؟

بر درت سگ وطنی دارد و ما را نه، که چه؟

به سگانت نظری هست و بمانیست چرا؟

هر که قتلی بکند کشته بهایی بدهد

تو مرا کشتی و امید بها نیست چرا؟

خون من ریزی و چشم تو روا می‌دارد

بوسه‌ای خواهم و گویی که: روانیست، چرا؟

شهریان را به غریبان نظری باشد و من

دیدم این قاعده در شهر شما نیست، چرا؟

من و زلف تو قرینیم به سرگردانی

من ز تو دورم و او از تو جدا نیست چرا؟

دیگران را همه نزدیک تو را هست و قبول

اوحدی را ز میان راه وفا نیست چرا؟

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

محسن حیدرزاده جزی در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، چهار شنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۳:۵۶ نوشته:

این غزل بوی اشعار وحشی را دارد.

 

سعید اسکندری در ‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۰ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۰۴:۰۳ نوشته:

البته با قلب به الف نیست هم اگر تند خوانده شود شاید بشود پذیرفت

 

سعید اسکندری در ‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۰ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۰۴:۰۷ نوشته:

حاشیه قبلی به اشتباه اینجا درج شد

 

فردوس مدیا در ‫۸ ماه قبل، چهار شنبه ۱ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۰۳ نوشته:

دلبرا، در دل سخت تو وفا نیست چرا؟

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.